يكشنبه 28 ژانويه 2007, بوسيله ى دكتر رضا اسلامي
در دورههاي گذشته كه رابطه فرد با نهاد دولت، يك رابطه مبتني بر قدرت بود، حاكميت، افراد را رعيت خودش ميدانست و يا حداكثر اتباع خودش و به طور كلي به عنوان شهروند نميشناخت و در همان چارچوب، حقوق يا آزاديهايي را براي آنها در نظر ميگرفت.
هر وقت هم كه دلش ميخواست آن حقوق و آزاديها را كم و زياد ميكرد. اما وقتي از شهروند، صحبت ميكنيم در واقع مفهوم حقوق بشر را به مرحلهاي ميرسانيم كه يك رابطه حقوقي بين فرد به عنوان شهروند و نهاد قدرت تعريف ميشود. در چنين موقعيتي دولت يا نهاد قدرت در محدود كردن و كم و زياد كردن دامنه اين حقوق و آزاديها هيچ نقشي ندارد. تنها وظيفه دولت، اجراي تعهداتي است كه همين شهروندان طي يك رابطه حقوقي از جمله برگزاري انتخابات به عهده دولت گذاشتهاند. مهمترين وظيفه دولت هم تحقق حقوق و آزاديهاي مورد نظر مردم است.
اما با اين مقدمه به آموزش شهروندي دموكراتيك ميرسيم. در جامعه دموكراتيك حداقل انتخابات سالم، واقعي، آزاد و دورهاي برگزار ميشود و دولت يك نهاد يا هويت متمايز از شهروندان نيست كه خودش بخواهد حقوق و آزاديهايي را تعريف كند و يا قانون وضع كند. همه اينها چيزهايي است كه براي بشر و شهروندان، پيشبيني شده است. دولت بايد اين موارد را در قانون اساسي و قوانين عادي شناسايي كند و به اجرا بگذارد و تحققشان را تضمين كند.
در چنين حالتي، دولت بايد نسبت به آداب، رسوم، فرهنگها و باورهاي مردم كاملا بيطرف باشد و به تمام مردم از آن حيث كه شهروند آن جامعه هستند، نگاه كند.
برداشت از شهروندي، نبايد سطحي باشد. شهروند، فردي است كه حقوق و آزاديهايي دارد كه به طور پيشيني شناخته شده است. با توجه به اينكه شهروند، اين حقوق را دارد يك رابطه حقوقي با دولت برقرار ميكند و از دولت ميخواهد كه اين حقوق را محقق كند.
تعابيري كه اين حد از شناسايي شهروند را در نظر ندارند، در واقع تا حدي حقوق شهروندي را خدشهدار ميكند و بهرهمندي از آن را معيوب ميكند. در حالي كه هر شهروندي از اين حقوق برخوردار است.
در مورد آموزش شهروندي شهروندان از حقوقي برخوردار هستند ولي لزوما از آن اطلاع ندارند. بحث اطلاع، يك چيز است و فعال بودن در زمينه درخواست برخورداري و بهرهمندي از اين حقوق و آزاديها، چيز ديگري است.
در حقيقت در آموزش شهروندي، ما شهروندان را از حقوق و آزاديهايي كه دارند، مطلع ميكنيم. همين طور كه ممكن است به آنها اطلاع بدهيم و آنان را نسبت به حقوق و آزاديهاي ديگران حساس كنيم. در مرحله سوم، شهروندان را به اقدام عملي در جهت تحقق حقوق و آزاديهاي خود و ديگران تشويق ميكنيم. يك مرحله از حقوق شهروندي هم همين اطلاعرساني و آگاهسازي است.
اما شهروندي دموكراتيك، يك مرحله بالاتر است و شهروند، خودش در جهت تحقق حقوق خودش فعال ميشود.
در واقع ضمن آگاهي در جهت ايجاد ظرفيتهاي لازم اقدام عملي صورت ميگيرد تا در اداره عمومي كشور تلاش كنند. شهروندان با توانمندي خاصي ميآيند و به عنوان شهروند، تقاضاي حقوق و آزاديهاي خودشان را مطرح ميكنند. اين موارد، نياز به آموزش دارد تا شهروندان بدانند چطور در اداره عمومي كشور نقش داشته باشند، نقش خودشان را محدود به شركت در انتخابات ندانند و نظارت بر نهاد قدرت را فراتر از صرف شركت كردن در انتخابات تلقي كنند. همه شكلها و شيوههاي مشاركت افراد در اداره عمومي كشور در حوزه آموزش شهروندي دموكراتيك مطرح ميشود.
البته آموزش شهروندي در سطح ملي منوط به آزاديهاي اساسي كه افراد و شهروندان جامعه بايد از آنها برخوردار شوند؛ در اين چارچوب آزادي بيان، آزادي مطبوعات، آزادي اجتماعات، آزادي احزاب و آزادي تشكيلات، همه مقدماتي هستند براي اينكه شهروند بتواند در اداره عمومي كشور، شهر و محله خودش ايفاي نقش كند.
اين بحث در مورد انتخابات هم هست. انتخابات، در واقع آخرين مرحله يا تحقق خارجي مشاركت مردم در اداره عمومي كشور است و افراد به اين طريق در تصميمگيري و فرآيند تصميمگيري اداره عمومي كشور نقش ايفا ميكنند. به نظر من، مراحل پيشينياش هست كه به آن انتخابات معنا ميدهد و درواقع، شهروند را براي بهرهمندي از اين حقوق توانمند ميكند.
در جامعهاي كه آزادي بيان نباشد، انتخابات هم بيمعنا است. جامعهاي كه آزادي مطبوعات، آزادي اجتماعات، آزادي تشكيلات نباشد، صحبت از انتخابات، بيمعنا ميشود؛ حتي اگر شكل انتخابات برگزار شود.
// روزنا - وب سایت اطلاع رسانی اعتماد ملی//www.roozna.com
http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=30229&Title=آموزش%20شهروندي%20دموكراتيك%20-%20دكتر%20رضا%20اسلامي*